بوی باران
بلاخره اومدم سر بحث----- آخه خیلی کفری هستم خیلی دوست داشتم این شعرو توی وبلاگم بگم که بلاخره قسمت شد این جا بگم خوشا آنان که هر از بر ندانند مطلب این بار من در مورد یه کافره، کسی که ولایت و امامت رو به مسخره گرفته البته من از اینجا با قاطعیت میگم که ایشون عددی نیست اما لعنت خدا به کسایی که باعث و بانی این مسایل هستن. شاهین نجفی یه آهنگی خوند به اسم نقی . آقا جان فدات شم خسته شدیم کی میخوای بیای کار به جایی رسید سگ صفت حرامزاده ای همچون شاهین نجفی شما رو به مسخره گرفته . من با این احمق حرامی کاری ندارم . من حرفم سر ابلهی که این آهنگو گوش میده تاییدشم میکنه. همش مقصرش امثال بی شعورایی مثل رحیم مشایی و امثال این از خدا بی خبر ریا کاره زبون سگ های فراری رو اینا بلند کردن کاری کردن ما نتونیم حرف بزنیم. "واق واق داریوش وابی کم بود عرعر خرم شنیدم البته حیف اون سگ و خری که اسم اینا بره روش" تا میخوای بگی این ممکلت مال امام زمانه هر هر مسخرت میکنن حقم دارن به خدا حق دارن مسخره کنن. تا میخوای بگی اینجا خوبه دزدی رو به رخت میکشن.لعنت خدا به هرچی دزد مخصوصا..... بله بریم دعا کنیم آقا بیاد این جا دیگه جای زندگی نیست بوی از مهدی در این سرزمین نیست هر کی هم میگه دروغ میگه حرف میزنه داره ریابازی در میاره برای فرج دعا کنیم نه گناه کنیم. دزد لعنتی دست بر دار!!!!!!!!! هرچند دارم باد در قفس میکنم ولی نمیشه حرفی نزد حداقل برای دلخوشی خودمون. حرف زیاده اما شماها زبون مارو بستین کاری کردین سرمونو بکنیم زیر برف بگیم چیزی نیست. شورش دیگه در اومده اخ چی بگم. بی سوادی هم شده برای ما دردسر ((یه روز در محضر الهی بهتون ثابت میشه که رو سیاهین)) برای تعجیل در امر فرج صلوات هر کس این پستو خوند بر هرچی دزد و بر شاهین نجفی لعنت بفرسته نمردیمو یزیدو دارو دسته اش رو هم دیدیم!!!!! اللهم عجل لولیک الفرج بازم میگم خوشا آنان که هر از بر ندانند مطلب از: وبلاگ بیخیـال باران که می بارد دلم برایت تنگ میشود راه می افتم .......... بدون چتر....!! من بغض می کنم وآسمان ... - گریه- تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی من در آن لحظه که هیچ کس نیست پشت در از لکه های سرخ خون صفحه ی کرببلا آید پدید چادر خاکی بین کوچه را می شود در کاروانی خسته دید در میان کاروان خسته دل ساربان خسته و بشکسته دل یاد روزهای گذشته می فتاد در میان کوچه ها مادر فتاد یاد شب های پراز دردو بلا می کشیدش در ره کرببلا یاد مادر درمیان شعله ها می کشیدش در میان خیمه ها از جمادی تاحرم کوچ دل است از خرابه تا حرم صد منزل است زینب است و او شبه مادر ش می کشد در کوچه ها بار غمش پشت در از لکه های سرخ خون صفحه ی کرببلا آید پدید..... "باران" چه کسی فهمید که دیگر از من هیچ نمانده چه کسی فهمید که من از زندگی تنها ،خوبی میخواهم . . . سهم من از زندگی چیست؟؟ چقدر سخت است بین کسانی باشی که ظاهرشان فریبنده ودرونشان پوشالی است باز امشب دلم هوای خودت کرده - خدا - توکه مهمان همیشگی قلب منی ....!! ...رهگذر
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند و اینک باران تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم...
با نام نور ورایحه یاحضرت بهار فرزند صبح،صادره از عشق بی شمار اماغرض،نه اینکه شکایت کنیم،نه جمعی علاقه مند بهاریم و بی قرار عاشق،اسیر،مخلص گفتار،دربه در آقا چه سخت میگذرد چرخ روزگار این چندمین روایت بغض است؟؟بگذریم.... باران عشق،یک نَمه ،اما فقط ببار ماکور،کر،لیاقت مارابه رخ مکش از رویتان نه ما ،که جهان شرم وخاکسار خورشیدحاضر است ولی جرات نگاه نشکفته بس که بست نشستیم در غبار ازمابه تک سواربگویید،این طرف افتاده دیگر از نفس انسان بی مدار دنیابه سمت بمب تهی ها رها شده فردا زمان هیچ ،ویک،دو،سه انفجار ازشش طرف به پنجره بن بست می وزد ما پیله های حبس ،شمایید آشکارد دیگرسکوت وهرچه شما حکم می کنید یک قطره حقیراز این جمع بی شمار غلامرضاسلیمانی
دارد زمان آمدنت دیر میشود دارد جوان سینه زنت پیر میشود دل من دیر زمانی است که می پندارد دوستی نیز گلی است مثل نیلوفرو ناز ساقه تردو ظریفی دارد بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد جان این ساقه نازک را -دانسته- بیازارد! در زمینی که ضمیر من وتوست از نخستین دیدار هر سخن ،هر رفتار دانه هایی است که می افشانیم برگ وباری است که می رویانیم زندگی گرمی دستای به هم پیوسته است تادران دوست نباشد همه درهابسته است


کـــوچـــه ی سـیـنــه زنـی مــــون خـیـســه دعائه
کـــرب و بــلا چــه ســریــه بـــازم جـــا مــوندم...
مـن چـه شبــایـی رو با اشک به صـبــح رسونـدم
مــن و شـکـسـتـه بـــالی ، بــده به قـلـبــم حالی
دور ضریحت غوغاست، جای من امشب خالی...
حـرم ، غروب ، کرب و بلا ، خواب خوب هر شبم
حــــرم پــــر از بـــرو بـیــــا ، خواب خوب هر شبم
حـــرم ، ضـریــح ، کبـوتــرا ، خواب خوب هر شبم
حـــرم ، ضــریـــح و زائــــرا ، خواب خوب هر شبم
وقـــتــــش شـــده بـــیــــام بــــــرا عـــــرض ارادت
کــــرب و بــــلا ، خـــسـتــــه ام از فــــراق و دوری
مـــن صـبــــر ایــــوب نــــدارم ، بــســه صـبـــوری
کــــــــرب و بـــــــــلا ، ممنـونـتـم میـای تـوخوابـم
یاد"من "از "تو" یاد می گوید


و چشمانم را نوازش می دهد

تاثیر گریه های غریبانه شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر میشود


| Design By : Pichak |

